(*•.¸کلکسیون شعر و ترانه ها¸.•*) |
|
Shady ای همراه مـــــــــن تنــــــها با تو تا اوج عشـــــــق هـم پـــــــــــــروازم با قلب تودلدارمن هم آوازم توهمپـــــــــای من، تنـــها با من هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــی با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب دلگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــــــم ما، دل میبازیم دریادریا ،تابیکران،عاشقای بی پروائیم تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای مهـــــــــــــــــــــربان چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــاب مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام جـــان بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب ما؛ فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی عاشقــــــــــــای بیصــــــــــــــــــــدائیم ما؛ دل میبازیم دریا دریا تا بیکران عاشقـــــــای بی پــــروائیـــــــــم ای تورؤیـای شبهای مـــــــن عشقو ببین تو چشمای من دستاتوتو دســت من بگذاردرلحظه های دیـدار عشق یعنی با تو خواندن از جنون عشق یعنی خارها هم گل کنند Did you know that those who appear to be very strong in heart are real weak and most susceptible? Did you know that those who spend their time protecting others are the ones that really need someone to protect them? Did you know that the three most difficult things to say are: Did you know that those who dress in red are more confident in themselves? Did you know that those who dress in yellow are those that enjoy their beauty? Did you know that those who dress in black are those who want to be unnoticed and need your help and understanding? Did you know that when you help someone, the help is returned in two folds? Did you know that it's easier to say what you feel in writing than saying it to someone in the face? But did you know that it has more value when you say it to their face? Did you know that if you ask for something in faith, your wishes are granted? Did you know that you can make your dreams come true, like falling in love, becoming rich, staying healthy, if you ask for it by faith, and if you really knew, you'd be surprised by what you could do. But don't believe everything I tell you, until you try it for yourself, if you know someone that is in need of something that I mentioned, and you know that you can help, you'll see that it will be returned in two-fold. Today, the ball of FRIENDSHIP is in your court, send this to those who truly are your friends (including me if I am one). Also, do not feel bad if no one sends this back to you in the end, you'll find out that you'll get to keep the ball for other people want more... Ok, this is what you have to do...: درسته اين کاريه که شما بايد انجام بديد Send to ALL your FRIENDS! آن رابراي همه دوستانتون بفرستيد But you have to DO THIS within an hour after you open this mail! Now..... MAKE 1 WISH!!!!!! Make it now, Remember when, we never needed each other Those days are gone, and I want so much What can I do, to make it right I hear your voice make it right Oh I want to say this right I don't want to live this life What can I do, to make it right What can I do, to make it right I really miss you The things we did, the things we said Though the distance that's between us Never gone, never far No no no (Somehow) Never gone, never far Never gone from me Never gone, never far Never gone, never far Never gone, never far اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم. Open up your heart to me I need you tonight I figured out what to say to you I need you tonight I need you tonight ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 #### 21:42 |+|
قلب سوختن با درد نسبت داشتن عشق دريک جمله يعنی انتظار انتظار روز رجـــعت داشتن عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی در جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشمان تر عشق يعني سر به در آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن عشق يعنی سوختن يا ساختــن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديـده بر در دوختـن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی سوز نی آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی با گلي گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم و دل برهم زدن عشق يعنی يک تيمم يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بت پرست عشق يعنی همچومن شيدا شدن عشق يعنی قلــه و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد ومحنت دردرون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود عشق يعنی جام لبريز از شراب عشق يعنی تشنگی يعنی سراب عشق يعنی حسرت شبهای گرم عشق يعنی ياد يک رويای نرم عشق يعنی غرقه گشتن در سراب عشق يعنی حلقه های بی حساب عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت عشق يعنی آخــرخط بهـشــت عشق يعنی گم شدن در لحظه ها عشق يعنی آبـی بی انتـــها عشق يعنی زرد تنها و غريب عشق يعنی سرخی ظاهر فريب عشق يعنی تکيه بر بازوی باد عشق يعنی حسرتت پاينده باد عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو
دهانهایمان را بستهاند، دستهایمان را بستهاند، آنقدر تازیانه کجفهمیشان را بر دوش خستهمان کوفتهاند، که نای تحرکی نداریم. توانی برای گفتن نمانده در نهادمان، سرشاریم از عشق پُریم از دوستتدارمها اما نایی نمانده تا بگویم: دوستت دارم! نیرویی نمانده تا بگویی؛ دوستم داری! در راه عشق، عشقبازی میکردیم، دست در دست هم میرفتیم، پا به پای هم میتاختیم، و به ناگاه؛ ندایی، علامتی، نیرویی، صدایی، نمیدانم چه بود! نمیخواهم بدانم چه بود! اما این را میدانم این میهمان ناخوانده، فرمان ایست داد به ما! گفت، میخواهید به سرزمین عاشقانهها بروید؟! نمیگذارم! گفت، میخواهید به دیار از خود گذشتگی بروید؟! نمیگذارم! گفت، میخواهید برای هم بمیرید؟! نمیگذارم! گفت، میخواهید همدیگر را دوست بدارید؟! نمیگذارم! گفت ترک کنید، دیار عاشقی را! گفت زبان در کام کشید و نگویید، دوستت دارم. گفت: بخوابید. گفت: بمیرید. گفت و ماند و ایستاد. تا تماشا کند سکوتمان را ایستاییمان را ویرانیمان را. میخواست ما را به عقب برگرداند میخواست پشیمان کند ما را از هرچه عشق ، از هرچه زندگی. ماند تا خستهمان کند، ماند تا خستگیمان را جشن بگیرد. ما نیز ماندیم ، ایستادیم، سکوت کردیم و به زبان نگفتیم، دوستت دارم! دلاویزترین شعر جهان را در دل نگهداشتیم! ولی، در همان هنگامه درد و خستگی در دل خندیدیم به آن بینوایانِ دشمن زندگی، به آن ناتوانان که یکسره، خط بطلان و ممنوع خواستند بکشند بر هرچه عشق!! به آنان که عشق را ممنوع میخواهند! به آنان که دوستت دارم، کلام حرام است در قاموسشان! خندیدیم و عاشق ماندیم، خندیدیم و در دل فریاد زدیم، عاشقی و دوستت دارمها را، پرشورتر از قبل. میمانیم ، صبور و عاشق. میمانیم ، ساکت و عاشق. میمانیم در تاریکی؛ تا ببینیم در تاریکی، کنار هم بودن را. میمانیم، تا نظاره کنیم؛ شاید با هم مردن را! خدا را چه دیدهای، شاید هم روزی، دوباره و شاید هم چند باره! با هم بودن را. امروز که بیهمیم میخندیم ما عاشقان، به ناعاشقان. میخندیم، اما با چشمانی بارانی و خیس! میخندیم، اما با دلی پُر آه! و میمانیم، به انتظار با هم بودن مرده یا زنده ، چه فرق میکند؟ دور یا نزدیک مهم نیست! مهم با هم بودن است. خدا را چه دیدهای!!
ای همه گلهای از سرما کبود خندههاتان را که از لبها ربود؟ مِهر ، هرگز اینچنین غمگین نتافت باغ ، هرگز اینچنین تنها نبود. تاجهای نازتان بر سر شکست باد وحشی چنگ زد در سینهتان صبح میخندد ، خودآرایی کنید! اشکهای یخزده آیینهتان. رنگ عطرآویزتان بر باد رفت عطر رنگآمیزتان نابود شد زندگی در لای رگهاتان فسرد آتش رخسارههاتان دود شد! روزگاری ، شام غمگین خزان خوشتر از صبح بهارم مینمود این زمان - حال شما ، حال من است ای همه گلهای از سرما کبود! روزگاری ، چشم پوشیدم زخواب تا بخوانم قصه مهتاب را این زمان - دور از ملامتهای ماه - چشم میبندم که جویم خواب را! روزگاری ، یک تبسم ، یک نگاه خوشتر از گرمای صد آغوش بود این زمان ، بر هر که دل بستم ، دریغ آتش آغوش او خاموش بود. روزگاری ، هستیام را مینواخت آفتاب عشق شورانگیز من این زمان ، خاموش و خالی مانده است سینهی از آرزو لبریز من. تاج عشقم عاقبت بر سر شکست خندهام را اشک غم ار لب ربود زندگی در لای رگهایم فسرد ای همه گلهای از سرما کبود ... ! ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 #### 21:39 |+|
|