(*•.¸کلکسیون شعر و ترانه ها¸.•*) |
|
عشــــــــــــق 1
دلتنگم و دیدار تو درمان من است ... با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم/نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه اي كاشها بر دفتر دلها نوشت بايلد شهامت درد كشيدن را هم داشته باشند خواهم که در این غمکده آرام بمیرم گمنام و سفر کرده و بی نام بمیرم کس نیست که آزاد کند مرغ دلم را پر بسته و دل خسته در این دام بمیرم من کام دل از جلوه حسن تو گرفتم هر چند در این معرکه ناکام بمیرم ...!!!... فراموشش نميکنم سکوت لحظه هايم باشد
لحظه اي با من باش، تا که از آن لحظه برويم تا گل
پشت قاب شيشه پنجره اي که شباي منو با خود مي بره
تنها ترین تنها منم سر گشته و رسوا منم
خدایا . خدایا
بسي گفتند:«دل از عشق برگير!»
کلمه هاي سنگين را کنار بزن. يا بال و پري به آن ها بده؛ بگذار با رويايت پرواز کنند.
دوستت دارم بيشتر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن!
گفتنيها كم نيست، من و تو كم بوديم / خشك و پژمرده، تا روي زمين خم بوديم
من از کجاي تو شروع شدم
عشق عشق مي آفريند.
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست
بيا با هم بسازيم آيينه از دلامون
تا آسمون بمونه دعا کنند برامون
همسايه با شقايق هم خونه بهاريم
کنار هم بمونيم يه شاخه گل بکاريم
پنجره ها را بستن ديگه فايده نداره
کنج خونه نشستن فقط غصه مياره
بيا اين در اميد و به روي هم نبنديم
تو آسمون بودن به سختيها بخنديم
به انتظار روز تبسم سعادت
تو دست هم بذاريم سبد سبد سخاوت
تم هم صداي من باش بخون تو اين ميونه
هر چي بديست مي ميره فقط خوبي مي مونه
گم نکنيم خورشيدوسياهي تو کمينه
هم نفس هم باشيم خوشبختيمون همينه
![]() ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### جمعه یازدهم آبان 1386 #### 10:21 |+|
Shady ای همراه مـــــــــن تنــــــها با تو تا اوج عشـــــــق هـم پـــــــــــــروازم با قلب تودلدارمن هم آوازم توهمپـــــــــای من، تنـــها با من هـــــــــــــــــــم آوائـــــــــــــــــــی با درد مــــــــــــــــن، آشنـــــــــــــــائی تکیـــــــــــــــــــه گاهی ، همصــــــــــدائی ما فریاد عشـــــــــــــــــــق، در قلب شــــــــب دلگرمی عاشــــــــــقای بیصــــــــــــدائیــــــــــم ما، دل میبازیم دریادریا ،تابیکران،عاشقای بی پروائیم تو، با مــــــــــــن بمـــــــــــان، ای مهـــــــــــــــــــــربان چون ماه شــــــب در آســــــــمان؛ بر من بتــــــــــــــــــــاب تا بیـــــــــــــــــکران مثـــــــــــــــــل مهتــــــــــــــــــــــاب مــــن تا مـرز جان؛ از عشقمان میسـوزم ای آرام جـــان بر من بتـــــــاب تا کهــــکشــان مثــــل آفتــــــــــاب ما؛ فریــــاد عشـــق در قلــــب شب دلگـــــرمی عاشقــــــــــــای بیصــــــــــــــــــــدائیم ما؛ دل میبازیم دریا دریا تا بیکران عاشقـــــــای بی پــــروائیـــــــــم ای تورؤیـای شبهای مـــــــن عشقو ببین تو چشمای من دستاتوتو دســت من بگذاردرلحظه های دیـدار عشق یعنی با تو خواندن از جنون عشق یعنی خارها هم گل کنند Did you know that those who appear to be very strong in heart are real weak and most susceptible? Did you know that those who spend their time protecting others are the ones that really need someone to protect them? Did you know that the three most difficult things to say are: Did you know that those who dress in red are more confident in themselves? Did you know that those who dress in yellow are those that enjoy their beauty? Did you know that those who dress in black are those who want to be unnoticed and need your help and understanding? Did you know that when you help someone, the help is returned in two folds? Did you know that it's easier to say what you feel in writing than saying it to someone in the face? But did you know that it has more value when you say it to their face? Did you know that if you ask for something in faith, your wishes are granted? Did you know that you can make your dreams come true, like falling in love, becoming rich, staying healthy, if you ask for it by faith, and if you really knew, you'd be surprised by what you could do. But don't believe everything I tell you, until you try it for yourself, if you know someone that is in need of something that I mentioned, and you know that you can help, you'll see that it will be returned in two-fold. Today, the ball of FRIENDSHIP is in your court, send this to those who truly are your friends (including me if I am one). Also, do not feel bad if no one sends this back to you in the end, you'll find out that you'll get to keep the ball for other people want more... Ok, this is what you have to do...: درسته اين کاريه که شما بايد انجام بديد Send to ALL your FRIENDS! آن رابراي همه دوستانتون بفرستيد But you have to DO THIS within an hour after you open this mail! Now..... MAKE 1 WISH!!!!!! Make it now, Remember when, we never needed each other Those days are gone, and I want so much What can I do, to make it right I hear your voice make it right Oh I want to say this right I don't want to live this life What can I do, to make it right What can I do, to make it right I really miss you The things we did, the things we said Though the distance that's between us Never gone, never far No no no (Somehow) Never gone, never far Never gone from me Never gone, never far Never gone, never far Never gone, never far اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم. Open up your heart to me I need you tonight I figured out what to say to you I need you tonight I need you tonight ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 #### 21:42 |+|
قلب سوختن با درد نسبت داشتن عشق دريک جمله يعنی انتظار انتظار روز رجـــعت داشتن عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی در جهان بيگانگی عشق يعنی شب نخفتن تا سحر عشق يعنی سجده ها با چشمان تر عشق يعني سر به در آويختن عشق يعنی اشک حسرت ريختن عشق يعنی در جهان رسوا شدن عشق يعنی مست و بی پروا شدن عشق يعنی سوختن يا ساختــن عشق يعنی زندگی را باختن عشق يعنی انتـــظار و انتـــظار عشق يعنی هرچه بينی عکس يار عشق يعنی ديـده بر در دوختـن عشق يعنی در فراقش سوختن عشق يعنی لحظه های التهاب عشق يعنی لحظه های ناب ناب عشق يعنی با پرستو پر زدن عشق يعنی آب بر آذر زدن عشق يعنی سوز نی آه شبان عشق يعنی معنی رنگين کمان عشق يعنی با گلي گفتن سخن عشق يعنی خون لاله بر چمن عشق يعنی شعله بر خرمن زدن عشق يعنی رسم و دل برهم زدن عشق يعنی يک تيمم يک نماز عشق يعنی عالمی راز و نياز عشق يعنی چون محمد پا به راه عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه عشق يعنی بيستون کندن به دست عشق يعنی زاهد اما بت پرست عشق يعنی همچومن شيدا شدن عشق يعنی قلــه و دريا شدن عشق يعنی يک شقايق غرق خون عشق يعنی درد ومحنت دردرون عشق يعنی يک تبلور يک سرود عشق يعنی يک سلام و يک درود عشق يعنی جام لبريز از شراب عشق يعنی تشنگی يعنی سراب عشق يعنی حسرت شبهای گرم عشق يعنی ياد يک رويای نرم عشق يعنی غرقه گشتن در سراب عشق يعنی حلقه های بی حساب عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت عشق يعنی آخــرخط بهـشــت عشق يعنی گم شدن در لحظه ها عشق يعنی آبـی بی انتـــها عشق يعنی زرد تنها و غريب عشق يعنی سرخی ظاهر فريب عشق يعنی تکيه بر بازوی باد عشق يعنی حسرتت پاينده باد عشق يعنی هرزمان تنها شنيدن نام او عشق يعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو
دهانهایمان را بستهاند، دستهایمان را بستهاند، آنقدر تازیانه کجفهمیشان را بر دوش خستهمان کوفتهاند، که نای تحرکی نداریم. توانی برای گفتن نمانده در نهادمان، سرشاریم از عشق پُریم از دوستتدارمها اما نایی نمانده تا بگویم: دوستت دارم! نیرویی نمانده تا بگویی؛ دوستم داری! در راه عشق، عشقبازی میکردیم، دست در دست هم میرفتیم، پا به پای هم میتاختیم، و به ناگاه؛ ندایی، علامتی، نیرویی، صدایی، نمیدانم چه بود! نمیخواهم بدانم چه بود! اما این را میدانم این میهمان ناخوانده، فرمان ایست داد به ما! گفت، میخواهید به سرزمین عاشقانهها بروید؟! نمیگذارم! گفت، میخواهید به دیار از خود گذشتگی بروید؟! نمیگذارم! گفت، میخواهید برای هم بمیرید؟! نمیگذارم! گفت، میخواهید همدیگر را دوست بدارید؟! نمیگذارم! گفت ترک کنید، دیار عاشقی را! گفت زبان در کام کشید و نگویید، دوستت دارم. گفت: بخوابید. گفت: بمیرید. گفت و ماند و ایستاد. تا تماشا کند سکوتمان را ایستاییمان را ویرانیمان را. میخواست ما را به عقب برگرداند میخواست پشیمان کند ما را از هرچه عشق ، از هرچه زندگی. ماند تا خستهمان کند، ماند تا خستگیمان را جشن بگیرد. ما نیز ماندیم ، ایستادیم، سکوت کردیم و به زبان نگفتیم، دوستت دارم! دلاویزترین شعر جهان را در دل نگهداشتیم! ولی، در همان هنگامه درد و خستگی در دل خندیدیم به آن بینوایانِ دشمن زندگی، به آن ناتوانان که یکسره، خط بطلان و ممنوع خواستند بکشند بر هرچه عشق!! به آنان که عشق را ممنوع میخواهند! به آنان که دوستت دارم، کلام حرام است در قاموسشان! خندیدیم و عاشق ماندیم، خندیدیم و در دل فریاد زدیم، عاشقی و دوستت دارمها را، پرشورتر از قبل. میمانیم ، صبور و عاشق. میمانیم ، ساکت و عاشق. میمانیم در تاریکی؛ تا ببینیم در تاریکی، کنار هم بودن را. میمانیم، تا نظاره کنیم؛ شاید با هم مردن را! خدا را چه دیدهای، شاید هم روزی، دوباره و شاید هم چند باره! با هم بودن را. امروز که بیهمیم میخندیم ما عاشقان، به ناعاشقان. میخندیم، اما با چشمانی بارانی و خیس! میخندیم، اما با دلی پُر آه! و میمانیم، به انتظار با هم بودن مرده یا زنده ، چه فرق میکند؟ دور یا نزدیک مهم نیست! مهم با هم بودن است. خدا را چه دیدهای!!
ای همه گلهای از سرما کبود خندههاتان را که از لبها ربود؟ مِهر ، هرگز اینچنین غمگین نتافت باغ ، هرگز اینچنین تنها نبود. تاجهای نازتان بر سر شکست باد وحشی چنگ زد در سینهتان صبح میخندد ، خودآرایی کنید! اشکهای یخزده آیینهتان. رنگ عطرآویزتان بر باد رفت عطر رنگآمیزتان نابود شد زندگی در لای رگهاتان فسرد آتش رخسارههاتان دود شد! روزگاری ، شام غمگین خزان خوشتر از صبح بهارم مینمود این زمان - حال شما ، حال من است ای همه گلهای از سرما کبود! روزگاری ، چشم پوشیدم زخواب تا بخوانم قصه مهتاب را این زمان - دور از ملامتهای ماه - چشم میبندم که جویم خواب را! روزگاری ، یک تبسم ، یک نگاه خوشتر از گرمای صد آغوش بود این زمان ، بر هر که دل بستم ، دریغ آتش آغوش او خاموش بود. روزگاری ، هستیام را مینواخت آفتاب عشق شورانگیز من این زمان ، خاموش و خالی مانده است سینهی از آرزو لبریز من. تاج عشقم عاقبت بر سر شکست خندهام را اشک غم ار لب ربود زندگی در لای رگهایم فسرد ای همه گلهای از سرما کبود ... ! ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 #### 21:39 |+|
حلقه
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 21:54 |+|
ستی وقتی نیستی گل هستی خشک وبیرنگ میشه ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 21:54 |+|
قبر
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 21:53 |+|
گل
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 21:52 |+|
بازم بگم
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 21:49 |+|
با تو بودن با تو بودن با تو گفتن با تو خندیدن چه زیباست
باتو شادی با تو مهربانی با تو رقصیدن چه زیباست
تو از خود دور بودن دل سپردن ناز کردن
با تو در خلوت نشستن عشق ورزیدن چه زیباست
بی تورفتن بی تو مردن بی تو آرامش ندیدن
با تومردن آرمیدن با تو جوشیدن چه زیباست
با تو حرف دل شنیدن شرح مهجوری کشیدن
با تو بیپروا دلیل عشق پرسیدن چه زیباست
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 21:48 |+|
نام خدایت بخوان به نام خدایت که آفرید-انسان را از علق-بخوان که خدای تو کریم ترین وجود هاست - خدایی که به وسیله قلم تعلیم داد - وبه انسان چیزهایی که نمی دانست آموخت آخرین لحظه که دیدم چمدانش را بست آخرین حرف ..... می روم خسته و افسرده و زار اینم واسه خانم هایی که وبلاگه منو می بینن قایقی خواهم ساخت - خواهم انداخت به آب ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 21:46 |+|
عشق
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 19:5 |+|
سفرنسیم
آره
تو را دوست دارم ♥♥♥♥♥به حرمت رنگ سبزتو را دوست دارم♥♥♥♥♥ به حرمت زیبایی
سفرنسیم
تو را دوست دارم ♥♥♥♥♥ به حرمت سخاوت دریا تو را دوست دارم ♥♥♥♥♥ به حرمت شهامت قلم
و در یک کلام تو را دوست دارم به حرمت لحظه
های انتظار ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 19:2 |+|
شب بود ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 18:59 |+|
شب سردي
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 18:51 |+|
دنگ دنگ مي زند پي در پي زنگ. پس اگر مي گريم ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سی و یکم تیر 1386 #### 18:38 |+|
بی تو تنهام روي تخته سنگي نوشته بود:اگر کسي عاشق شد چه کند؟من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند.براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشت چه کند؟من هم با بي حوصلگي زير آن نوشتم: بميرد بهتر است.براي بار سوم که از آنجا عبور ميکردم،انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد،اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم اون چشايه قشنگت واسه من ترانه سازه یکی داشت یکی نداشت !اونی داشت تو بودی اونی نداشت من بودم یکی خواست یکی نخواست !اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم یکی بود پس کی نبود !اونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم !یکی آورد یکی نیاورد!اونی که آورد تو بودی اونی که نیاورد من بودم یکی برد یکی نبرد !اونی که برد تو بودی اونیکه دل به تو باخت من بودم
برای زندگی کردن کم فرست داریم ..........اما برای روزی که خواهیم رفت از اینجا تا ابدیت .قدر ثانیه ها ی زندگیت را بدان شاید این دنیا :آنگونه که فکر میکنی نباشد !!!!
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 22:35 |+|
تنهایی. سکوت.غم سه رفیقم
بودن و نبودنش فرقی نداره ... تو قسم خورده بودی با من می مونی ... خاطرات عشق پاره تو دلم چه موندگاره ... قاب چشمای سیاهت عمریه که رو دیواره ... ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:17 |+|
تنها و بی کس به خاطر کسی که دوسش داری
غرورت رو بشکن ولی به خاطر غرورت دل کسی رو که دوست داری نشکن
چه جور دلت اومد بری گریه که سهم من نبود به خـــدا بــاورم نشـد وقتی که نشناختی من و ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:17 |+|
روزهای بی تو بودن چه سخته چقدر سخته تو چشمهاي کسي که تمام عشقت رو دزديده وبه جاش يه زخم هميشگي رو قلبت هديه داده زل بزني وبه جاي انکه لبريز از کينه و نفرت بشي،حس کني هنوزم دوسش داري. چقدر سخته توخيالت ساعت ها باهاش حرف بزني اما وقتي ديدش هيچ چيزي به جز سلام نتوني بگي..... چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه، اما مجبور باشي بخندي تانفهمه هنوزم دوسش داري چقدر خالیست دیری است ، که شب ها سرم را روی نرمی بالش می گذارم و گلایه هایم را برایش نجوا می کنم گاه مشت های کوچک شاکی ام و گاه نوازش بی رحمانه انگشتانم ، را مهمان صبوری خاموش اش می سازم و به اندازه همه دلتنگی هایم تنگ در بر اش می گیرم و هنگامی که هق هق ناچاری ام ، را با فشار لب ها در پهنای سفید اش خفه می کنم و تمامی اش را از باران شبانه خیس می فهمم که چقدر جای پناه بازوان تو خالیست..... (دوستت دارم)......... ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:15 |+|
خودم.. سلام
هيچ وقت نفهميدم چرا عشاق براي پيدا كردن عشق هزار توي بدن معشوق را مي كاوند
من عشق را از انعکاس مهتاب در حوض مادر بزرگ آموختم من ایثار را از قلب خورشید در آسمان صحرا آموختم من زندگی را از امواج طوفانی شب دریا آموختم من محبت را از قطره های باران بر علفزار آموختم من صداقت را از یک رنگی ابر های سفید آموختم من وفا را از کبوتران بر شاخه های خشکیده آموختم من گذشت زمان را از چشم های منتظر آموختم من عطش را از چکاوک های خانه همسایه آموختم من ایمین را از کودکان معصوم آموختم و من آموختم هر چه را که می خواهم فقط از معبود یکتا بخواهم
چقدر عجیبه ......که تا مریض نشی کسی برات گل نمیاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمیگرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد و تا وقتی نمیری کسی تو رو نمی بخشه
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:14 |+|
برای تو تقدیم به کسی که هنوزم باور نداره دوستش دارم اگه سکوت برا من بهانه بود برا تو دفتر خاطرات کهنه بود روز هاي تنها بودن بهانه شد بهانه اي برا ريختن اشک تو شد اگه يه روز تموم بشه اشکه چشام چي مي خواد به باره از چشام يادته دعايي کردي تو برام زير اون گنبد زرد, آقا م رضا(ع)
برسم به عشق جاويد خودم عشق من توي چرا نيستي کنارم شايد باورش سخته برات که دوستت داشته باشم خيلي زياد روزي پسري از دريا بودم برات تنها رفيق دوريه تنهايت حالا نيستي دختر تنهاي شب چون بودن يا نبودنم نداره فرق
ديگه حتي ارزش نداره حرفام چون ديگه دوستتم نداري, ميدونم ميدوني چرا برات شعر ميخو نم ميخونم تا بدوني دوستت دارم.....همين
دوستت دارم
غم تنها ترین تنهای دنیا تویی زیباترین زیبای دنیا تو مثل امید یک قناری قراری بر دل هر بی قراری منم یلدای بی پایان عاشق تو بودی مرحم زخم شقایق تویی لالایی خواب خوش آواز بالم را مشکن در اوج پرواز نگاهت را می پرستم ای نگارم فدای تار مویت هر چه دارم
چشای بارونی من دیگه طاقت نداره بدونه تو حتی یه دفعه پلکهاش و رو هم بزاره(
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:13 |+|
بر ميگردم سلام دوباره اگه بشه مي خوام بازم آپ كنم شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي در عرض یک دقیقه می شه یکی رو خورد کرد در عرض یک ساعت می شه کسی رو دوست داشت در عرض یک روز می شه عاشق شد ... ولی یه عمر طول می کشه تا کسی روکه دوست داری فراموش کنی نشستم گريه کردم ... واسه دل خودم ... واسه دل تو ... واسه غصه ي پاييز ... واسه تنهايي ميخک توي دفتر شعرم ... واسه سربلندي کاج تو زمستون ... واسه پروانه که سوخت ... واسه شمعي که اب شد تا از قطره هاش ياد بگيرند که سوختن يک طرفه هم ميتونه باش.... ساعت كوچيكه رويه تا قچه تو رو يادم مي ياره ساعت هايي كه با هم بوديم يادته اومديم يه بازي كنيم من بشم مجنون تو ,تو هم اون ليلي من ,اما من بازيمون وخيلي جدي گرفتم و حالا چي دارم جز يه قلبي كه با خاطراتت ميزنه وقتي دو نفر رو با هم ميبينم اگه بگم حسوديم نميشه دروغه خيلي وقته نشده مثله قديما بشينيم برا هم از روزامون بگيم صبح هاي زيادي رفتن و تو از هيچ كدومشون برام نگفتي تا حالا برام شعر گفتي تا حالا چند بار به خاطرم اشك ريختي من همون سينام عوض نشدم ولي تو چي........... اين نقطه ها ميتونن خيلي ناگفتا ها رو بگن كه من نميتونم برات بگم هر موقع كم مي ياريم آخر جمله هامون يه نقطه ميزاريم و از اول شروع ميكنيم دلم تنگ ميشه برات ولي چرا نمي فهمي باوركن دعوا هام به خاطر دوست داشتنته كاشكي مي شد يه نقطه آخر عشقمون بزاريم و از اول شروع كنيم از وقتي واقعا دوستت داشتم نبودنت برام رنج آور بود تو كمتر بودي كنارم شايد بهتر بود نميگفتم دوستت دارم كاشكي همون موقع تمومش مي كردم ولي تو نزاشتي گرفتاري هاي خودم كم بود غصه نبودنت هم روش اومد تو رو خدا يه بار وقتي ميگم دوستت دارم نگو دورغ ميگي , يكي ديگه رو ميخواي چرا فكر ميكني من بهت دورغ ميگم فقط بگو چرا ؟ فكر كنم چيزه زيادي ازت نخواستم من نميتونم مثله فرهاد كوه برا رسيدن بهت بكنم ولي ميتونم يه شمع باشم كه برا رسيدن به تو بسوزم و تنهايي تو روشن كنم هر چند كوتاه اما با عشق
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:11 |+|
دريا نداره رنگي
دريا نداره رنگي بي پروانه هاي سنگي پروانه هاي خسته بلبل دل شكسته شب هاي بي ستاره تو رو يادم ميياره زمونه يه بي وفا آدم هاي پر ادعا سكوتم شده تنها د ديگه نداره همراه خاطرات كودكي روياهاي هميشگي قرمزيه اون غروب سپيديه اون طلوع پنجره هاي بسته قلبهاي دل شكسته اين همه بي وفايي بعد ميگي يار كجاي تو كتابا نوشتن عاشقا تو بهشتن عاشق شدن گناه نيست اما كار ماها نيست دوستت دارم گفتنات يه كلمه بيشتر نيست عاشقتم . ديونه تم يه لحظه بي تو ميميرم اما هنوز كه زنده اي؟ وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن اگر خداحافظي در راه است سلام نكن اگر دستي را گرفتي رهايش نكن دفتري که بسته شد ديگه بازش نکنيد قلبي که شکسته شد ديگه نآزش نکنيد اگه يك روز فكر كردي نبودن يه كسي بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه اي كه اون كنارت نباشه و به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ ميگي و هنوز دوستش داري تو ميروي و من فقط نگاهت ميکنم تعجب نکن که چرا گريه نميکنم بي تو، يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يک لحظه باقي است و شايد همين يک لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند . * اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ، با صداقت عشق را ابراز كنيد ، تنها عاشق يك دل باشيد ، تنها به يك نفر دل ببنديد ، و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد. * به عشق خود وفادارباشيد،تا پايان راه با عشق باشيد ، و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد . * از تمام وجود عاشق شويد لرزان به چشمان معصوم فرزند نگاهی کرد و گفت:آره بابا...!کودک پرسید:بابا چرا دستت رو اووف کردی؟!!! پدر اشک چشمانش را پاک کرد و گفت:چون تو نون دوست داری.! کودک پدر را در آغوش گرفت و گفت:بابا من دیگه نون دوست ندارم.دوست دارم دستت خوب بشه. قول بده دستت خوب می شه؟!!! پدر با دلی پر از اندوه و چشمانی پر از اشک از خانه بیرون رفت. آری این گونه باید زیست...با دستانی پینه بسته و دلی پر ز اندوه... این قانون برگ است که بیفتد, این قانون باد است که به سقوط برگ معنا بدهد, قانون ماه عشوه امدن برای دریا قانون دریا برخواستن از خاک برای معشوق قانون انسان زندگی است و قانون زندگی مرگ ممنون كه به كلبه ي تنهايي من سر زدين ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:10 |+|
عيد نوروز مبارك
يه سال با تمام خاطراتش رفت اما برا من كلي تجربه داشت و عيد همتون مبارك بخصوص عشق خودم دوستت دارم
يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد
خدا داند که ما رویا پرستیم به بی مانندی چشم تو مستیم تو را دلهای عاشق می شناسند فدای آن دو چشمت ما که هستیم
خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان عيدتون
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:9 |+|
هم نفس از دلم اما چه کسی نقش تو را خواهد شست .................................................. ای غزل واره ی منای همه ی هستی من من با تو به نهایت عشق رسیدم
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم. دختر لبخندی زد و گفت ممنونم .تا اینکه یه روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود...نیاز فوری به قلب داشت...از پسر خبری نبود...دختر با خودش می گفت: می دونی که من هیچ وقت نمی ذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی...ولی این بود اون حرفات؟...حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم...آرام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید... چشمانش را باز کرد،دکتر بالای سرش بود. به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشید،پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید...در ضمن این نامه برای شماست!.. دختر نامه رو برداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمی شد،بازش کرد ودرون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزيزم.الان كه اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري كه قلبمو بهت بدم..پس نيومدم تا بتونم اين كارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه .( عاشقتم تا بينهايت)دختر نمی تونست باور کنه...اون این کارو کرده بود...اون قلبشو به دختر داده بود... آرام آرام اسم پسر رو صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد...و به خودش گفت چرا حرفشو باور نکردم ...
گفتمش:بی تو چه باید کردن عکس رخساره ی ماهش را داد گفتمش:مونس شبهایم کو تاری از زلف سیاهش را داد وقت رفتن همه را میبوسید به من از دور نگاهش را داد یادگاری به همه داد و به من
![]() ![]()
در جاده هاي پر پيچ و خم در طلوعي بي غروب موج ها ساحل را نوازش ميكنند بي آن كه بدانم ديگر از هر صداي مي هراسم در آسمان پر ستاره افسوس كه شهاب آرزو هايم و تك ستاره ي آرزو يم و حال در رويا هايم تنهام پس خواهم گذراند با قلبي پر تپش ........... آينده خويش را حال با او و در راه او.... ..
دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه مي کنن.... ...... همه را دوست داشته باش اما به یک نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال یک نفر باشه ....... شب هاي دراز بي عبادت چه کنم؟...........قلبم به گناه کرده عادت چه کنم؟............گويند که او گناه ما ميبخشد!..............گر او ببخشد ز خجالت چه کنم؟؟؟؟ ....... تکه های قلبم را با تو قسمت می کنم. شاید هیچ اثری براین سرمای زمستانی نداشته باشد؛اما....... برای لحظه ای می تونی ،گرمای عشق واقعی را در دستانت حس کنی ........ ...... بازم به كلبه من سر بزنيد عاشق باشيد
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:6 |+|
قلبم مال تو مي نويسم چون دل تنگتم وقتي نيستي پيشم قلبم اروم اروم ميزنه نميخواد بدون تو مثه هميشه تند تند بزنه وفتي پیشمي نميدونم چرا نميتونم اينا رو بهت بگم وقتي هوا بارونی میشه ميرم زير چتر وقتي دريا طوفانيیه نميرم موجا رو ببينم ولي وقتي تو با منی ديگه نميترسم ميرم تا اوج تا يه ستاره ............. نميدونم چقدر باورم داري شايد يه كم شايدم خيلي زياد ولي بدون من خيلي دوستت دارم هيچي تو دنيا ندارم بهت بدم جز خودمو تازه خودمم اونقدر ارزش ندارم نميدونم چرا هميشه كمم وقتي ديگران و ميبينم يه چيزي دارن يكي پول يكي درس خونه يكي خوشگله يكي به باباش مينازه ولي من جز تو كسي رو ندارم تازه اونم شايد زمونه ازم بگيره ولي مطما باش اين دفعه نميزارم تو رو از من بگیرن ميخوام شجاع باشم اگه تو آخر داستانم من بازنده باشم اشكال نداره ولي يادت باشه تلاش مو كردم بهتم ميگم فراموشت نميكنم چون دليلي بودي براي زندگيم .شجاعتم.و شعرام .. كاشكي برگردي دوباره نكنه تو تنهايي بميرم من همونم كه گفتم باهت مي مونم نكنه بي تو بميرم اي غريبه من و تو اسريم تو لحظه ي جدايي
به تو من به آخر رسيدم
من مي خوام با عشقت يه افسانه بشم
من بدون اون نميرم از اين دنيام
بي تومن نميخوام حتي يه لحظه بمونم
بي تو اين دنيا برام يه لحظه ام نمي ارزه
جز تو كسي رو دوست ندارم
نميخوام بشم هيچ وقت ازت جدا
اي پرستو هاي عاشق چه كنم با تنهاييم
تو اين هواي ابري چشمام واسه تو خونده
ذره ذره قلبم انگار خودش و سوزنده
وقتي گلدون خونمون شکست !! پدرم گفت: قسمت اينبود... مادرم
گفت :حيف شد... خواهرم گفت: قشنگ بود... داداشم گفت : کاش دوتا
داشتيم...... اما وقتي دل من شکست کسي به فکرش نبود هیچکس ......... كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه
سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد. جمعيت زيادی جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشهاي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستی زيباترين قلبي است كه تاكنون ديدهاند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت. ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست. مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند. قلب او با قدرت تمام ميتپيد اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكههايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستی جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند, براي همين گوشههايی دندانه دندانه درآن ديده ميشد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكهاي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود ميگفتند كه چطور او ادعا ميكند كه زيباترين قلب را دارد؟ مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت: تو حتماً شوخي ميكني, قلب خود را با قلب من مقايسه كن, قلب تو فقط مشتي زخم و بريدگي و خراش است . پير مرد گفت: درست است. قلب تو سالم به نظر ميرسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نميكنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او دادهام، من بخشي از قلبم را جدا كردهام و به او بخشيدهام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكهي بخشيده شده قرار دادهام, اما چون اين دو عين هم نبودهاند گوشههايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند, چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيدهام اما آنها چيزی از قلبشان را به من ندادهاند، اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآور هستند اما يادآور عشقي هستند كه داشتهام. اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعهای كه من در انتظارش بودهام پركنند، پس حالا ميبيني كه زيبايي واقعي چيست؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونههايش سرازير ميشد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهای بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشهاي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .
تموم خاطراتت یادم میاد یاد اون روز که دلت میگفت منو میخواد اگه تو نمونی پیشم دیونه میشم آخه من چی کار کنم تو بمونی پیشم فکر تو یه لحظه از سرم نمیره من میگم میمونی اما دل میگه میره نزار تا قصه مون این جوری تموم بشه میدونم تو میری مهرم حروم میشه بگو حرفت چیه ؛ آخه دردت چیه تازه اول راهیم ، خداحافظی چیه می دونستم میری و تنهام میزاری تو که از حال دلم خبر نداری می دونستم آخرش این جوری میشه یکی مون تنها میمونه واسه همیشه
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:3 |+|
بی تو تنهام
...................... روي تخته سنگي نوشته بود:اگر کسي عاشق شد چه کند؟من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند.براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشت چه کند؟من هم با بي حوصلگي زير آن نوشتم: بميرد بهتر است.براي بار سوم که از آنجا عبور ميکردم،انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد،اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم
اون چشايه قشنگت واسه من ترانه سازه
یکی داشت یکی نداشت !اونی داشت تو بودی اونی نداشت من بودم یکی خواست یکی نخواست !اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم یکی بود پس کی نبود !اونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم !یکی آورد یکی نیاورد!اونی که آورد تو بودی اونی که نیاورد من بودم یکی برد یکی نبرد !اونی که برد تو بودی اونیکه دل به تو باخت من بودم
برای زندگی کردن کم فرست داریم ..........اما برای روزی که خواهیم رفت از اینجا تا ابدیت .قدر ثانیه ها ی زندگیت را بدان شاید این دنیا :آنگونه که فکر میکنی نباشد !!!!
###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### دوشنبه یازدهم تیر 1386 #### 18:0 |+|
عکس هایی زیبا از مدلی زیبا بنام نینا ریچی برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب برید ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سوم تیر 1386 #### 21:5 |+|
نه والپیپر زیبا از آدریانا لیما سوپر مدل زیبای برزیلی برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب برید ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سوم تیر 1386 #### 20:59 |+|
عکس هایی بسیار زیبا از مونیکا بلوچی ، بازیگر زیبای ایتالیایی برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب برید ###### (*•.¸(`*•.¸حسین¸.•*´)¸.•*) #### یکشنبه سوم تیر 1386 #### 20:49 |+|
|
||||||||